آشنایی با مدافعان حرم دسته‌بندی نشده

شهید مدافع حرم نظام محسنی

شهید مدافع حرم نظام محسنی

پرچم سرخ یا حسین(ع) پیشاپیش جمعیت در کنار پرچم های زرد رنگ دیده میشد و نوای نوحه خوان با دم یا حسین دل و جان را نوازش می داد.هرچه جمعیت نزدیک تر می شد نوشته روی پرچم های زرد رنگ مشخص تر.

نام گردان فاطمیون روی پرچم ها نقش بسته بود و روی دست جوان تر ها به چپ و راست تاب می خورد.فکر می کردم سه شهید مدافع حرم که امروز خاکسپاری می شوند از شهدای ایرانی هستند اما هرسه اهل افغانستان بودند و مدافعان حرم حضرت زینب(س) از لشکر غیور فاطمیون، سربازان ابوحامد که حالا بی جان به آغوش خانواده هایشان بازگشته و شهر معطر به حضورشان شده بود.

از کوچک تا بزرگ، زن و مرد همه از اهالی افغانستان بودند و بعضی های دیگر ایرانی، همه شان آمده بودند که شریک غم خواهران و برادران خود باشند، چه فرقی می کند اهل کجا باشد، شهید است و عزیز و محترم برای همه.

تابوت شهیدان؛نظام محسنی، محمد زمان عطایی و جمشید احمدی روی دست ها و درمیان گریه ها و حسرت جوان تر ها به سمت گلزار شهدا هدایت می شد.ومن در مسیر حرکت تا محل تدفین شهدا،میان خانم های افغانستانی مدام سرم را می چرخاندم و به حرفهایشان گوش می دادم تا بفهمم کدام یکی خواهر شهید یا همسر و مادر شهید است.

دلم می خواست حتما حرفهایشان را بشنوم و مکتوب کنم، لابه لای جمعیت با یک همسر شهید و یک خواهر رزمنده مدافع حرم آشنا شدم که برادر ۲۰ ساله اش به سوریه رفته بود و یک ماهی می شد که خبری از او نداشت،یکهو میان حرفهایش بغض کرد و چشمش پر از اشک شد، دلش برای برادرش تنگ شده بود و می گفت: نمی تونم به این فکر کنم که یک روز برادر من هم شهید بشه.

دیدن اشک های جاری و شنیدن هق هق خانواده شهدا سخت بود و از آن سخت تر چهره معصوم دو کودک شهید نظام محسنی که بالای سر تابوت پدرشان بی خبر از همه جا فقط نگاه می کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *