آشنایی با مدافعان حرم دسته‌بندی نشده

شهید مدافع حرم محمد شالیکار

شهید مدافع حرم محمد شالیکار

شهید محمد شالیکار از همرزمان سردار شهید حاج حسین بصیر و سردار علی اصغر بصیر در دوران دفاع مقدس بوده بود.
وی جانباز بالای ۵۰ درصد بوده که از ناحیه سر دچار جانبازی در جنگ هشت ساله شده بود.
شهید محمد شالیکار از یادگاران دفاع مقدس شهرستان فریدون کنار محسوب می شود که چند روز را در بخش آی سی یو بیمارستان دمشق سپری کرد.
شهید محمد شالیکار ۴۷ ساله بوده و از وی دو پسر و یک دختر به یادگار مانده است.
محمد شالیکار عضو گردان عاشورا و رزمنده دفاع مقدس بود که در مناطق عملیاتی ۷ تپه، حلبچه و عملیات کربلای ۱۰ حضوری فعال و موثر داشت.
شهید محمد شالیکار در دوران دفاع مقدس از ناحیه کاسه سر جانباز شده بود که در درگیری با نیروهای تکفیری تروریست مورد اصابت گلوله ای از ناحیه کتف و ریه قرار گرفت که پس از چند روز کما وی را به شهادت رساند.

خاطره‌ای ‌زیبا از سردار شهید حاج محمد شالیکار

در حال حرکت به سمت سوریه موقع اذان مغرب و اعشا به هم رزماش گفته بود که به راننده بگن با ایسته

بعد راننده ى اتوبوس گفت الان جایى برای نماز خوندن پیدا نمیشه و نیم ساعت بعد به مقصد میرسیم

و شهید شالیکار در جواب به آنها گفت من یک سال مراقبت کردم نماز اول وقتم را از دست ندهم شما باعث شدین که من نماز اول وقتمو از دست دادم.

و خیلی ناراحت و نگران بود و سرش را به شیشه ى اتوبوس خم کرد و اشک از چشم هایش جارى شد

از اینکه نماز اول وقت رو بعد از یک سال از دست داده بود و این خاطره ى شهید شالیکار خیلی جالب و تاثییر گذار بود.

خاطره همسر شهید حاج محمد شالیکار

آرامش و متانت ایشان در تمام امورات زندگی فردی و اجتماعی اش بود و علی رغم انکه کمتر صحبت می کردند بیشتر مرد عمل بودند.توصیه های موکدی برای تشویق خانواده در قرائت زیاد و عمل به زیارت عاشورا داشت و خیلی به قران علاقمند و متقید بود.

در هنگام عزیمت شهید شالیکار که برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) و مقابله با ظالمان می رفت، به محمد گفتم: حاجی خیلی مواظب خودتان باشید و سعی کنید زودتر برگردید که در این موقع حاج محمد رو کرد به من و گفت: « برای چه ناراحتی، اصلا نگران نباش و خودت را جای حضرت ام البنین(س) و حضرت زینب (س) بگذار».

در این موقع شرمندگی به سراغم آمد و از حرفم خجالت کشیدم واز همین جهت نتوانستم در چهره حاجی نگاه کنم، لذا سرم را پائین انداختم و با خود گفتم: « چرا این حرف را بزبان آوردم و اجر خودم را کم کردم آخر من در مقامی نیستم که حتی تصور کنم مانند حضرت ام البنین(س) و حضرت زینب(س) باشم».

از اینکه حاج محمد به آرزوی هر مومن که شهادت و لقا الله است رسیده نه تنها ناراحت نیستم بلکه خوشحالم و به همه ملت مومن و همسنگران و دوستانش که دغدغه دفاع از حرم معصومین(ع) و مقابله با ظالمان برای ریشه افکنی ظلم را دارند تبریک و تهنیت عرض می کنم .

شهادت درجه و مقامی است که نصیب هر کس نمی شود و برای اینکه حاج محمد با انتخاب وصلت با عشقش که به درجه رفیع و مقام اولیا الهی رسید خوشحالم.

وصیت نامه شهید حاج محمد شالیکار

این حقیر در سال ۱۳۶۴ به لطف خداوند به جبهه اعزام شده که اولین بار عنوان قایقران مشغول و به مدت ۲۰ ماه به عنوان بسیجی خدمت کرده ام که در تاریخ ۲۲/۱۲/۶۶ به عضویت سپاه پاسداران در آمده و نیت پاسدار شدنم برای یاری دین خدا بود و هست. حال پس از جنگ بازنشسته شده ام. بعنوان جانباز۵۰ درصد در حال اشتغال شده ام و مدت ۱۰ سال در کار پیمانکاری مشغول بوده و خدای متعال نسبت به همه بندگانش لطف کرده، نسبت به این حقیر هم همینطور.
خدای متعال مرا آفرید و به من جان داد، پدر و مادر مهربان و زحمتکش عنایت فرموده است و همسری فداکار و زحمتکش که همراه و همگام در تمام لحظات زندگی برای من بوده که برای من همسری و برای فرزندانم مادری نموده است.
همسرم ، اگر بدی از من سر زده مرا عفو کن و اگر شهادت روزی من شده از خدا می خواهم شفاعت مرا نسبت به شما و فرزندانم قبول بفرمایید ان شالله.
حال در سال ۹۴ موقعیتی پیش آمد در مقابل یهود و تکفیری ها انجام وظیفه نموده تا جان خود را فدای آن معشوق که همان خدای تبارک و تعالی هست تقدیم نمایم. چون دیدم با هیچ چیز نمی توانم جواب لطف و کرم اورا بدهم جز جان خود را فدای عشقم کنم و از تمام دنیا، از زن و فرزند و مادر و برادر و خواهر و بستگان و دوستان و همسایگان و مال و ثروت دست کشیده و به دیار دوست بشتابم. حال به دوستان و بستگان می گوییم جای شما خالی ، در شب عملیات چه حالی دارد، وقتی نزدیک می شوی به دیار دوست و پروردگار خود چه لذتی دارد و چه عشقی و حالی هست آن شب که هر لحظه خود را آماده پرواز می بینی.
خدای من ، چطور از تو تشکر کنم که زبانم از گفتن آن عاجز است.
چطور بتوانم این لطف تورا جواب دهم.
خدای من ، فقط می خواهم خود را فنای تو کنم تا خدایی شوم.
خدای من، امسال سال زیارت قبور امامان معصوم بود:
۳ بار به نجف و کربلا سفر کرده ام. ۴ بار به زیارت امام رضا (ع) و ۱ بارزیارت حضرت معصومه (س) و ۱ بار زیارت عمه ما حضرت زینب ( س) و حضرت رقیه (س) فرزند آقا اباعبدالله (ع) مشرف شده ام که سبب این فریضه الهی از خدای منان سپاسگذارم.
یکی از درخواست هایم از همه ی عزیزان این است: از خدای عزیز و رحمان بخواهند شهادت نصیبم کند.
به همه عزیزان سفارش می کنم:
به نماز اول وقت توجه کنند که نماز در بردارنده همه چیز است.
وقتی در نماز بنده ی عاشق در مقابل معشوق که همان پروردگار است می ایستد چقدر لذت بخش و زیبا می باشد که عاشق صحبت و معشوق گوش می نماید و به درخواست هایش پاسخ می دهد.
از خواهرانم میخواهم حجاب خود را حفظ کنند، مثل مادرم حضرت زهرا (س) که حجاب برتر همان چادر است.
حسین، کوثر، ابوالفضل و حاتمه ، برادران و خواهرانم و بستگانم طلب عفو و بخشش می نمایم و اگر از انان دینی به گردن دارم مرا عفو نمایند. به امید دیدار در روز قیامت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *