آشنایی با مدافعان حرم دسته‌بندی نشده

شهید مدافع حرم حسینعلی کیانی

شهید مدافع حرم حسینعلی کیانی

مدافعی که التماس کرد تا به سوریه برود/حسینعلی شهیدی که شهادتش برای خانواده مسجل بود

حسینعلی ۲۰ سال بیشتر نداشت که به عشق اهل بیت و دفاع از اسلام ناب محمدی بار سفر بست و راهی سرزمین دمشق شد.

حسینعلی ۲۰ سال بیشتر نداشت که به عشق اهل بیت و دفاع از اسلام ناب محمدی بار سفر بست و راهی سرزمین دمشق شد، هنوز چند روزی از شروع سفرش نگذشته بود که در حین مبارزه با تفکیری ها برای راهی که با عشق در ان قدم گذاشته بود جام شهادت را سرکشید و بال در بال ملائک گشود.

چند روزیست که مردم زاهدان حال و هوایی دیگر دارند گویا نه تنها مردم بلکه شهر نیز خودش را برای استقبال از جوانانی اماده می کند که جوانمردانه در راه اسلام و دین خدا به مصاف دشمنان رفتند تا پرچم اسلام سر فراز و استوار بماند صبح امروز بود که فرودگاه زاهدان به قدوم مبارک دو شهید مدافع اسلام مطهر شد. (شهید حسینعلی کیانی و عقیل شیبک )

در همین رابطه خبرنگار ما بر آن شد تا گفت و گویی با خانواده شهید کیانی داشته باشد تا کمی بیشتر این جوانمرد را بشناسیم در اطراف در خانه پارچه های سیاه نصب شده که نشان می دهد اهل این خانه عزادارند و از ضجه های مادری داغ دار که حسینعلی را صدا میزند و از عکسهای که بر در و دیوار خانه نصب شده هر رهگذری هم که از ماجرا مطلع نیست میفهمد که این خانه امروز بار سنگین داغ فرزند بر دل دارد.

وارد خانه می شویم مادر شهید به دلیل حال روحی بدی که دارد نمیتواند جواب گو باشد و در این جا باز هم پدر خانه است که همیشه و در هر حالی دردها را به دل میکشد و دم نمیزند و در اینجا نیز پیشقدم می شود و ما را دعوت به نشتن می کند خودش را عباس کیانی پدر شهید حسینعلی کیانی معرفی کرد و اظهار داشت: شب گذشته بود که خبر شهادت حسینعلی را برایمان آوردند درست است که می دانستم راهی که او رفته برگشتی در پی ندارد اما باز هم باور این خبر برایمان سخت و ناگوار بود چون هنوز چند روزی از رفتنش نگذشته بود.

کیانی با بیان اینکه بهترین مرگ شهادت است، ادامه داد: حسینعلی خودش این راه را انتخاب کرده بود پس او خودش نیز شهادت را انتخاب کرده چون در روز وداع گفت پدر میدانی که در این راهی که من قدم گذاشته ام بازگشتی ندارد پس حلالم کن و حق پدریت را به من ببخش.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار ما مبنی بر اینکه ایا شما با رفتن حسینعلی مخالفتی نکردید، گفت: خیر اگر خانواده‌ها از رفتن فرزندان و مردان خود جلوگیری کنند، چه کسانی از اسلام و حرم حضرت زینب(س) دفاع کنند؟

پدر شهید با اشاره به علاقه شهید به نظام و انقلاب بیان کرد: حسینعلی باعث افتخار من بوده و است زیرا قدم در راهی گذاشت که برای دفاع از اسلام و قران بود وحالا هم اگر دیگر فرزندانم قصد رفتن کنند من هرگز مانع نمی شوم و حتی اگر نیاز باشد من هم به شخصه شتابان خود را به میدان میرسانم.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: من خود نیز از رزمندگان جنگ ایران و عراق هستم و آن دوران فرزندان این سرزمین عشق خود به میهن را نشان دادند و پسرم و دیگر دوستان و همرزمانش نیز امروزه ثابت کردند که تا پای جانشان در حفظ ارزش‌های انقلابی، اسلامی و اعتقادیشان می‌جنگند.

این پدر داغ دیده صبر عجیبی دارد وقتی از او خواستیم در چند جمله حسینعلی را به ما معرفی کند گفت: مهربانی، صبوری و جدیت در گفتار از خصوصیات بارز فرزندم بود و همین جدیت بود که بر خواسته اش استواری کرد و به عشق خدا و اهل بیت پا در این راه گذاشت و جان داد.

وی در پایان بیان کرد: آخرین خاطره ای که از فرزندم برایم نقل کردند این بوده که در زمان اعزام ۳ نفر جامانده و حسینعلی نیز یکی از آن ها بود آن دو نفر نیز وقتی دیدند جا مانده اند با ساکهایشان برگشتند اما حسینعلی با التماس و گریه از مسئولش میخواست که او را با خود ببرند و اینگونه بود که او را به دیگر همرزمانش رساندند.

یکی از دوستان صمیمی شهید کیانی در گفت و گو با خبرنگار ما اظهار داشت: اگر بخواهم در یک جمله حسینعلی را معرفی کنم باید بگویم او یک عاشق واقعی بود و در راهی که با عشق انتخاب کرده بود گام نهاد و جان فدا کرد.

جواد نوری ادامه داد: شهید بسیار ادم پر دل و جراتی بود و در کنار این دل و جرات بسیار نیز صبور و خوش برخورد بود و همیشه یکی از پیشگامان برای انجام مراسمات مذهبی و امورات خیر بود.

وی افزود: مدت زمان زیادی به دنبال کارهای اعزامش برای حضور در سوریه و دفاع از اسلام بود و همیشه میگفت که این گونه نیز میتوانم هم مدافعی برای اسلام باشم و هم به بی بی زینب( س) ادای دین کنم.

نوری با اشاره به آخرین دیدارش با شهید گفت: حسینعلی در روز وداع با خوشحالی می گفت که به آرزویش رسیده زیرا او همیشه خودش را خادم اهل بیت می دانست.

وی در پایان گفت: درست است که حسینعلی از من کوچکتر بود ولی با این کار درس بزرگی به من داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *