آشنایی با مدافعان حرم دسته‌بندی نشده

شهید مدافع حرم حجه الاسلام و المسلمین صالح حسن زاده

شهید مدافع حرم حجه الاسلام و المسلمین صالح حسن زاده

روحانی خرمشهری به جمع شهدای مدافع حرم پیوست
حجت الاسلام شیخ صالح حسن زاده روحانی خرمشهری به جمع شهدای مدافع حرم زینب سلام الله علیها پیوست.
بسم رب الشهدا و الصدیقین
«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»
مدافع حرمین عسکریین(ع) حجت الاسلام والسلمین شیخ صالح حسن زاده در کشور عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
عبدالکریم مولا علیزاده رییس هیات رزمندگان خرمشهر یکشنبه در گفت و گو با ایرنا با تایید این خبر گفت:این روحانی خرمشهری روز گذشته در کشور عراق به شهادت رسید و بزودی در نجف اشرف به خاک سپرده می شود.
وی اظهار داشت:شهید صالح زاده از طلاب مدرسه علمیه رضویه خرمشهر پیش از جنگ تحمیلی بود که در زمان جنگ تحمیلی به قم مهاجرت کرد.
رییس هیات رزمندگان خرمشهر گفت:این شهید مدافع حرم پس از پایان جنگ تحمیلی برای آموزش روحانیان به حوزه علمیه نجف اشرف عزیمت کرد و حدود ۹ سال در این حوزه مشغول تحصیل علوم دینی شد.
مولا علیزاده تصریح کرد:شهید صالح زاده طی یک سال اخیر نیز در حوزه علمیه نجف اشرف، وظیفه آموزش طلاب را بر عهده داشت.

خاطرات
مستاجر بود…
برای تامین زندگی زیر بار خیلی از شغل ها که موجب گرفته شدن حریتش میشد نرفت!
وقتی هم دستش خالی بود به میدان کارگران شهر میرفت و بعنوان کارگر بنایی سرکار میرفت!
گاهی لباس روحانیت به تن داشت و دست‌هایش اثر کچ کاری!!
جمله سردار ذوالنور در مراسم وداع با پیکر شهید علی تمام زاده تعبیر زیبایی بود:
“گردی از دنیا بر دامن این شهید ننشسته بود

بعد از فاجعه ی منا یه سری از طلاب حوزه ی علمیه امام صادق علیه السلام برا اعتراض به آل سعود تجمع برگزار کرده بودن که خب حاجی هم توی این جمع ها معمولا پیشتاز بود…
موقع اذان مغرب بود که حاجی وارد مسجد شد.
بعد از حدود دو سال به مسجد قدیمی خودش که قبلا امام جماعت اونجا بود اومد…حدود چند روزی بود که با اصرار اهالی محل دوباره قبول کرد که مردم بهش اقتدا کنن.
دیدم حاجی یه چفیه رو گردنشه،گفتم حاجی کجا بودی؟چفیه انداختی؟
با همون لبخند همیشگی که معصومیت چهره شو بیشتر میکرد گفتش:
خیلی دوس داشتم یه چفیه گردنم بود ولی با خودم نبرده بودم (البته کسی به ولایتی بودن حاجی شک نداشت ولی علاقه ی شیخ رو میرسوند) دیدم یکی از مسئولین حوزه چفیه انداخته،گفتم: حاج آقا به تأسی از اینکه مردم از مقام معظم رهبری چفیه شونو میگیرن منم میخوام چیفیه شمارو بگیرم…
اون بنده خدا هم سریع چفیه شو داد به من…
گفتم حاجی با این حرفی که شما زدی اگه هر چیز دیگه ای هم درخواست میکردی اون بنده خدا برات جور میکرد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *